تبلیغات
空手道 گنابادرزم 空手道 - راهبان با نفوذ و فلسفه رزم
Gonabadrazm

راهبان با نفوذ و فلسفه رزم

نویسنده: رئیس انجمن جمعه 24 تیر 1384 ساعت 03:07 نظرات

فكر كردن را به كلی كنار بگذارید تا همه چیز را به خوبی انجام دهید. درك این مطلب در واقع درك قلب ذن می باشد.

اگر یك فنجان حاوی آب واژگون شود، آب در مسیری اتفاقی و بدون اینكه آنرا هدایت كند، به اطراف پاشیده می شود. این حالت شبیه غرایز و عكس العملهای طبیعی است كه فرد در مواجهه با موقعیتی سخت و كشنده از خود بروز می دهد. واژگونی فنجان، تهدیدی است برای آب و پاشیده شدن آن به مناطق مختلف واكنش آن می باشد.

راهبان با نفوذ
ذن از زمان اولین شوگان كاماكورا (Shogun Kamakura) پایه های خود را استوار كرده بود و خیلی سریع به نقاط مختلف انتشار یافت. نكته ای كلیدی كه كینگ(King) مطرح كرد این بود كه راهبان ذن برای ارتقا’ مقام در دربار شاهنشاهی، وارد دنیای سیاست نشدند. كینگ سه دلیل نسبتاً مفصل برای این عدم وجود رقابت سیاسی ارائه داد: ذن، ماهیتاً ضدتشریفات بود. راهبان آن مجبور بودند كمی محتاطانه عمل كنند و دیگر اینكه راهبان این مكتب در آن زمان مقامات مشاور عالی را در هیئت شوگان در اختیار داشتند و نیازی به رقابت بیشتر سیاسی نداشتند. همانطور كه گفته شد، با حركت به كاماكورا، راهبان ذن خیلی به فرماندهان نظامی آن زمان نزدیك شدند و در واقع محرم اسرار آنان گردیدند. هر چند كه در ابتدا این رابطه، بیشتر رابطه ای معنوی بود. (حفظ اسرار، مشورت سیاسی و...) اما وقتی كه فرماندهان نظامی متوجه شدند از مكتب ذن، غیر از فراگیری و حفظ كردن تعالیم سوترا(sutra) استفاده های دیگری هم می توانند ببرند، این رابطه توسعه و پیشرفت سریعتری پیدا كرد.
طبقه جنگجو آنقدر باهوش بود كه بتواند توانایی های نیروی روحانی و معنوی مخصوص ذن در كمك به ایجاد نیروی فردی، تقویت اراده و افزایش توان مقاومت در برابر سختیها را درك كند. مدیتیشن(meditation) ذن و آموزش های هنرهای رزمی با داشتن اهدافی مشخص و شبیه هم، مكمل یكدیگر بودند. مسیر معنوی ذن همان چیزی بود كه سامورایی می خواست.
در مكتب ذن راستی و صداقت در اعمال موجود شخص پایه ریزی می شود، نه در عقل و تفكر او. این امر باعث می شود صداقت در محدوده شعور و احساسات سامورائی تجلی یابد. ذن هیچ تمرین جسمانی و دانش استراتژی رزمی را به سامورایی ارائه نمی دهد، هدف مدیتیشن ذن باز كردن و ایجاد این تعالیم رزمی در ضمیر ناخودآگاه و تبدیل آن به نیروهای غریزی بود تا فرد بتواند در صورت نیاز، به طور خودبخودی و بدون فكر كردن از آنها استفاده نماید.
تكنیك های شمشیربازی به خودی خود عیب و نقصی ندارند اما عاملی كه باعث ایجاد عیب و نقص در آن می شود، فكر شمشیرباز می باشد. ذن چیزی را كه موشین (mushin) یا (بدون فكر) نامیده می شود ارائه می كند. تایسن دشیمارو (Taisen Deshimaru) موشین را به (تفكر بدن) تشبیه كرده است. در كتاب ذن و فرهنگ ژاپن نوشته ukiz D.T.Su این موضوع به صورت زیر توصیف شده است:(این حالت نوعی دوگانگی و تقویت می باشد، آن هم در همه ابعاد زندگی و مرگ، خوبی و بدی، هستی و نیستی و... در نتیجه نوعی اتوماتیسم و خودكاری ایجاد می شود كه فرد می تواند كاری را بدون فكر كردن به آن انجام دهد.) تاكوان سوهو(Takuan Soho) طی سه نامه ای كه برای رئیس مدرسه Yagyu shinkage فرستاده، مطالبی را راجع به موشین نوشته است كه در زیر به قسمتی از آن اشاره می شود: موگاكو(mgaku) به این معناست كه در هنگام استفاده از شمشیر، در لحظه ای بسیار كوتاه، شمشیر برق می زند و به حریف حمله می كند بدون اینكه تفكر و اندیشه ای آن را هدایت كند. در نظر من، كسی كه در معرض حمله قرار دارد، جائی برای فكر كردن ندارد. مهاجم تهی و بی هویت است. شمشیر نیز اینچنین است. من هم كه در معرض حمله قرار دارم بی هویت می باشم.
فكر كردن را به كلی كنار بگذارید تا همه چیز را به خوبی انجام دهید. درك این مطلب در واقع درك قلب ذن می باشد. بعضی ها ممكن است این حالت را نوعی ساتوری (satori) (درك حقیقی عمیق) بدانند. توضیح این مطلب كه ذن در طبیعتش به تفكر غیر عقلانی تاكید دارد صرفا با تعریف این اصطلاحات بسیار مشكل می باشد. بهترین راه درك ذن، مثال زدن است. یكی از بهترین مثالها در مورد اینكه چگونه یك نفر ممكن است از تعالیم ذن سود ببرد، در كتاب ذن و فرهنگ ژاپن آمده است:(كسی كه فكر می كند و برای خلق یك تصویر قلم موی نقاشی اش را حركت می دهد، بخش عمده ای از هنر نقاشی خود را از دست می دهد. اگر فردی به مدت ده سال تصویر چوب بامبو را نقاشی كند، خودش بامبو می شود. در این حال هنگام كشیدن بامبو دیگر نیاز ندارد كه به آن فكر كند(تصویر بامبو خود به خود كشیده می شود). با دانستن یك تكنیك بی نقص، شخص خود را تحت تاثیر الهامات آن تكنیك قرار می دهد. فراموش كردن خود تبدیل شدن به بامبو در هنگام نقاشی كردن آن، می شود ذن بامبو. و این حركت كردن با حركات موزون روحی است علاوه بر هزینه، در كالبد بامبو هم جای گرفته است. آنچه اینك لازم است، باقی ماندن و نگه داشتن خود در این وضعیت و باز نگشتن به حالت آگاهی به حقایق است.) این نقل قول جوهر كمال ذن و هنرهای رزمی را بیان می دارد. فرد از طریق فراذن یا مدیتیشن در حالت نشسته می تواند مدیتیشن را بشناسد و درك نماید. رزمی كار پس از فراگیری آموزش های لازم شمشیربازی می باید دانسته های خود در این مورد را فراموش كند و این از تكنیكهای فراموش شده، به طور غریزی استفاده نماید. آموزش فراموش كردن، كنار گذاشتن فكر و كسب هماهنگی بدون خودآگاهی مقصد هنایی این مكتب می باشد.
فلسفه رزم
اگر یك فنجان حاوی آب واژگون شود، آب در مسیری اتفاقی و بدون اینكه آنرا هدایت كند، به اطراف پاشیده می شود. این حالت شبیه غرایز و عكس العملهای طبیعی است كه فرد در مواجهه با موقعیتی سخت و كشنده از خود بروز می دهد. واژگونی فنجان، تهدیدی است برای آب و پاشیده شدن آن به مناطق مختلف واكنش آن می باشد.
اگر آموزشهای هنرهای رزمی را به ذن اضافه كنیم، به مانند آن است كه در هنگام واژگون شدن فنجان، قیفی در دست داشته باشیم. در این حال فرد با داشتن آمادگی كافی، امید دارد كه بتواند با استفاده از نیروی قیف آب را در هوا گرفته و در مسیری صحیح به جریان اندازد. افزودن موشین نیز همانند چسباندن قیف به لبه فنجان می باشد تا به این وسیله به فنجان كمك كند تا نیازی به تفكر و خودآگاهی برای تعیین مسیر آب نداشته باشد.
موقعیت بدون فكر كردن پیش می آید، دانش هم بدون فكر روی می دهد و مقصد نهایی نیز بدون فكر حاصل می گردد. تاكید به حركت كردن همراه با حركات موزون روح برای كسی كه سوال زیر برایش مطرح می شود، موضوعی اساسی و مهم می باشد، یك فیلسوف بودایی چگونه می تواند ارتباط نزدیكی با طبقه نظامی داشته باشد. گفته می شود كه تعالیم مدیتیشن ذن، فراذن فكر را به حالت اصلی و اولیه اش باز می گرداند و به این ترتیب آن را با نظام موجود در جهان هماهنگ می سازد.
دشیمارو در مورد مفهوم خدا و آگاهی نوشته است:(این نوع آگاهی، آگاهی ساتوری می باشد. خود كنار گذاشته شده و حذف می شود. در این مكتب اعمال سامورایی به دو دسته خوب و بد تقسیم می شوند این اعمال همانند باد كه ممكن است به گرده افشانی و روشن كردن خاكستر كمك كند، سرانجام فروكش كرده و تمام می شوند. در مثال ذكر شده در فوق راجع به فنجان آب، به نظر می آید پرسیدن این سوال كه آیا حركت قیف درست بود یا نادرست (اخلاقی یا غیر اخلاقی) جایی نداشته باشد. آن عمل نه خوب بود و نه بد. قیف هیچ اختیاری از خودش نداشت. و فقط همراه با تغییر موقعیت حركت كرد. كسی نمی تواند بگوید كه اعمال فنجان جدای از موقعیتش بود و نیاز به قضاوت اخلاقی دارد. فكر سامورایی در مكتب ذن به این صورت آموزش می بیند.
یك موقعیت نه اخلاقی است و نه غیر اخلاقی.
سامورایی با پرورش موسیقی، بدون هدف عمل می كند. بنابراین فكر سامورایی جدای از موقعیت نیست و مورد قضاوت اخلاقی قرار نمی گیرد. طبیعت سامورایی می شود طبیعت همه چیز. اسلحه سامورایی، كاتا به تبع شخصیت او تغییر می یابد. در دستان یك سرباز بی لیاقت شمشیر وسیله ای می شود برای ویرانی و تخریب. در دستان یك سامورایی شمشیر وسیله ای می شود برای رسیدن به سعادت جاودانی كه وقتی از نیام كشیده می شود، همانند باد، بدون هدف می وزد. گفته ای در ذن وجود دارد كه می گوید كاتانا در یك زمان شمشیر زندگی و شمشیر مرگ می باشد. لبه تیز شمشیر به سمت صاحب آن بر می گردد. این خود سمبلی است كه با آن سامورایی به یاد می آورد، تعلق و وابستگی اش به این دنیای فانی را قطع نماید.
در نتیجه این مفهوم به كسی كه به آن اعتقاد دارد زندگی صحیح می بخشد و به مردم و عقایدی كهدر راه رسیدن به سعادت جاودانی متوقف شده و از راه باز مانده اند، مرگ را عرضه می كند. شمشیر جزئی از سامورایی است سامورایی از این مكتب اطاعت و پیروی می كند. بنابراین شمشیر زندگی و شمشیر مرگ با هم وجود دارند. 
وقتی ما به جنگجوی ژاپنی فكر می كنیم، برای اینكه بتوانیم روش و سبك این مكتب ماندنی تاریخی و بی همتا را درك كنیم می باید اهداف آنرا به یاد بیاوریم.
همانطور كه در فوق بحث شد پیشرفت ذن در ژاپن منطبق و همراه با پیشرفت سامورایی بود. ذن ویژگیهای شخصیتی كه سامورایی را از یك جنگجو متمایز می سازد را ویرایش و موشكافی كرد. ذن به اعماق وجود جنگجویان ژاپنی راه یافت و از آن افراد دارای هوشیاری و آگاهی فوق العاده، اشخاص خدا ترس، پرهیزگار و مصمم خلق كرد كه نسلهای آینده برای همیشه مجذوب و شیفته آنان بوده و از آنها الهام می گیرند.

 

گالری تصاویر