تبلیغات
空手道 گنابادرزم 空手道 - آرامش ذهن (ذن)
Gonabadrazm

آرامش ذهن (ذن)

نویسنده: رئیس انجمن جمعه 7 اردیبهشت 1386 ساعت 07:04 نظرات

چگونه نیروهای درونی در انسان تأثیر می‏كنند؟

آرامش ذهن
شما علاوه بر قدرت بدنی ومهارت زیاد، باید از آرامش وروحیه‏ای قوی‏برخوردار باشید. موفقیت در دفاع از خود با وجود قدرت ومهارتهای‏تكنیكی به داشتن روحیه قوی بستگی دارد.
بدون آرامش ذهن به هیچ وجه نمی‏توان به تمركز فكر بالا دست یافت، باداشتن روحیه قوی نه فقط در مقابل حملات حریف، خود را نمی‏بازید بلكه‏قادر خواهید شد تا هر حركت حریف را زیر نظر داشته باشید وضربه متقابل‏را خیلی دقیق به هدف فرود آورید، برای بدست آوردن روحیه‏ای قوی درهنرهای رزمی می‏توانید با مبارزات مداوم وپیگیر آرامش ذهن را در خودتان‏بوجود بیاورید.
بنابراین برای دست یافتن به آرامش ذهن وروحیه‏ای نیرومند از دو طریق‏می‏توان بهرمند شد:
آرامش ذهن از طریق تمرینات تفكری ذن.
آرامش ذهن از طریق اجرای تكنیكها ومبارزات مداوم .
چگونه نیروهای درونی در انسان تأثیر می‏كنند؟
گاهی اوقات در جریان امور زندگی به طور طبیعی وبه دلیل شرایطی كه‏محركها در ارتباط با ضمیر باطن به وجود می‏آورند، قسمتی از این نیروها به‏هم پیوند خورده در ما تحرك فوق العاده‏ای ایجاد می‏كنند وما خود را درحالتی پر انرژی ونیرومند حس می‏كنیم. برعكس، گاهی این عوامل در جهت‏منفی بسیج می‏شوند ونیرویی در خلاف جهت تكامل وسازندگی ودر جهت‏ویرانی ونابودی وارد می‏كنند به طوریكه حت موازین عقلی ومنطقی نیز قادربه جلوگیری از آنها نیست. مانند خسم وخشونت شدید یا یأس ونومیدی‏نسبت به زندگى وغیره، ای حالتها در زندگی، معمولاً بدون اراده ودخالت مابه وجود می‏آیند.
بسیج نیروهای درونی به منظور آزاد كردن انرژی پنهان انسان را می‏توان تااندازه‏ای به طور ارادی واختیاری نیز انجام داد. این كار به ابزار وتمرین هایی‏نیاز دارد كه سعی می‏كنیم با قسمت‏هایی از آنها در خلال این سطور آشناشویم.
انسان كه اشرف مخلوقات لقب گرفته موجود بسیار پیچیده وشگفت انگیزی‏است. جسم انسان از مجموعه دستگاههایی درست شده كه با یكدیگر رابطه‏ارگانیك دارند واز هر حیث كم نظیرند.
مغز انسان به قدری اسرارآمیز عمل می‏كند كه بشر در طی چند هزار سال،هنوز اطلاعات بسیار اندكی راجع به آن دارد. روح وروان انسان به مراتب‏پیچیده‏تر وغامض‏تر از جسم اوست و همواره وی را در پرده‏ای از ابهام‏وشگفتی نگاه داشته است.
از آن گذشته، روح وجسم یا تن وروان چنان ارتباط تنگاتنگ وعجیب‏وغریبی دارند كه با آن همه پژوهش وتحقیق كه پیرامون آن انجام شده است‏هنوز پرسش‏ها وابهامات بسیاری پیرامون آن مطرح است. به قول آنتیگون‏سوفوكل:
"شگفتیها زیادند، ولی هیچكدام شگفت انگیزتر از انسان نیستند".
آیا تاكنون برایتان پیش آمده است كه به طور ناگهانی غوغایی در درونتان پیداشود، آرام و فرار از شما سلب گردد وتمام نیرو وتوانتان به سوی كسی یاموضوعی كشیده شود؟
خواب از چشمانتان برود، از اشتها وخوراك بیفتید، سر از پا نشناسید. نا خودآگاه فقگ به آن مورد فكر كنید وبیندیشید واحساس كنید نیروی عظیمی دردرون شما به حركت در آمده است وآتشی شعله ور شده كه هیچ چیزنمی‏تواند مانع آن باشد؟
معمولاً برای هر كسی در طول زندگی اش یك یا چند بار از این قبیل حوادث‏پیش می‏آید. جالب آن است كه اغلب پس از مدتی، اى شعله خاموش‏می‏شود وتنها از آن اثری باقی مى‏ماند ویا ممكن است به طور كلی به دست‏فراموشی سپرده شود!
گاهی هم در بعضی؛ این شعله همیشه افروخته وفروزان می‏ماند وتا پایان‏عمر قوام ودوام دارد.
بسیاری از قهرمانان، وهاسه آفرینان، رزم آوران جبهه‏ها، مخترعین‏ومكتشفین بزرگ، دانشمندان وعرفای نامپی را می‏توان از این دسته برشمرد.
بررسی زندگی این چهره‏های تابناك، نمایانگر آن است كه عامل ایجاد انگیزه‏و به حركت درآوردن قوای درونی آنها اغلب یك عنصر ساده مانند شنیدن‏یك جمله یا كلام اثر بخش، خواندن یك كتاب ارزنده، یك ملاقات‏فراموشی نشدنی، دیدن یك رویداد عبرت‏آموز و یا یك جرقه ذهنی است.
این بررسی، همچنین حاكی از آن است كه این شعله در عده‏ای دیگر از طریق‏استاد، مراد، پیر، معشوق، والدین و یا از راه تربیت، ممارست و جدیت‏مستمر و طولانی افروخته می شود. چنانكه گفتیم، برافروخته شدن "آتش‏درون" آنقدرها هم پیچیده و دشوار نیست.
آنچه كه به مراتب سخت و دشوار است، حفظ و روشن نگه داشتن این شعله‏است.
این شعله‏ها هر آن ممكن است خاموش شوند. هنر یا بهتر بگوئیم شاهكاری‏كه انسانهای ارزشمند در پهنه تاریخ بشریت انجام داده‏اند آن است كه "این‏شعله را همیشه روشن نگاه داشته و در پناه نور و گرمای آن آثاری به یادماندنی از خود به جا گذاشته‏اند"
غول خفته درونی را بیدار كنید!
شما با اطمینان می‏توانید زندگی خود را دگرگون كرده هدفهای خود رابرآورده كنید وقادرید روحیه، تمایلات وخواسته‏ی خود را با شرایط واوضاع‏واحوال زندگی سازگار سازید؟ با آشنایی با رموز موفقیت دیگران، می‏توانیداحساس كنید كه از آنها چیزی كم ندارید؛ اراده تان قوی‏تر مى‏شود وقادریداختیار زندگی خود را به دست گیرید؛ نقطه اتكایی به دست می‏آورید كه‏نگرش شما را نسبت به زندگی تغییر می‏دهد ونیروهای حیات بخش شما راآزاد می‏كند.
لحظاتی با خود خلوت كنید، در پشمه صاف وزلال اندیشه‏ها، غرق شوید ونیروهای عظیم وحیات بخش خود را در نظر آورید!
شما بدون شك در دوران گذشته وحالا، امیدهای بزرگی در دل می ‏پرورانید،آرزوهایی داشتید وهنوز هم اندیشه هایی برای یك زندگی بهتر در سر دارید.به آنچه در طول راه زندگی حا گذاشتید توجه كنید.
با آرامش وآشتی باطنی به لطافت وملایمت سرشار روح خود فكر كنید. یك‏لحظه راهی را كه طی كرده‏اید وامیدهای گم شده ونهالهای خشكیده‏خواسته‏ها وهدفهایتان را در نظر آورید و تصور كنید كه آنها دوباره در ذهن‏ودرونتان خواهند ر.ئید و وجود شما را سبز و خرم خواهد كرد!
سعی كنید این بهار زیبار وصحنه‏های رنگارنگ وبا طراوت آن را بدقت دردرون خود احساس كنید تجسم كنید كه وجودتان یكپارچه گلستان شده‏وشما از شمیم عطر آن لذت می‏برید!
اگر این كار را به درستی انجام دهید، حال وروحیه تان بسرعت تغییر می‏كند؛احساس نشاط و شادابی می‏كنید ونیرو وتوانتان چندین برابر می‏شود. دردرون خود احساس انرژی مى‏كنید ومیل به حركت پویا وسازنده در شماقوت می‏گیرد.
هر چه این صحنه‏ها را با دقت بیشتری تجسم كنید، احساسات نیرو بخش درشما تشدید می‏شود ونیروهای درونی آزاد می گردد. برتر راند راسل‏می‏گوید:
"ما زیاد می‏دانیم وكم احساس می‏كنیم. دست كم عواطف خلاقی را كه یك‏زندگی شایسته از آن سرچشمه می‏گیرد، بسیار كم احساس می‏كنیم".
برای سعادت وكامیابی در زندگی، "خواندن" و "دانستن" لازم است ولی‏هرگز كافی نیست.
چیزهای دیگری هم باید داشت. یكی از آنها "خواستن" و "اراده كردن"است. كلید خوشبختی میل به خوشبختی است. باید خواست تا توانست.این گفته مشهور را به یاد آورید:
"دانستن بدون خواستن، هرگز توانستن نمی‏آورد".
باید راه بیفتید وتلاش كنید تا بتدریج وضع شما تغییر كند ونیروی تازه‏ای درشما به وجود آید. اراده شما باید چنان باشد كه همچون فولاد آبدیده در هرشرایطی بتواند عمل كند وشما را برای اقدام درباره یاری نماید. پذیرش‏واقعیتها اغلب مشكل است. باید به دنیا همانگونه كه هست نظر افكند.
اكنون با اراده‏ای آهنین وعزمی استوار، غول خفته درونی را بیدار كنید،انرژیهای خود را آزاد نمائید واز آن دركار وزندگی واهداف سازنده خود بهره‏بگیرید. به شوق بیائید و به یاد داشته باشید كه در درون شما نیروی شگرفی‏پنهان است كه می‏تواند ظرفیتهای ناشناخته شما را آشكار كند وسعادت‏وكامیابی را نصیبتان نماید.
تمرین:
دیدیم كه برای موفقیت باید هر طور شده چند قدم به جلو برداشت. شماقدم اول را كه همان خواندن ومطالعه كردن است برداشته‏اید. ضرب المثلی‏معروف مى‏گوید: "رهبران اهل مطالعه‏اند" برای پیشرو بودن باید خواندومطالعه كرد.
قدم دوم آن است كه قلم وكاغذ بردارید وآنچه به نظرتان می‏آید بنویسید. تأثیرنوشتن اگر از خواندن بیشتر نباشد، كمتر نیست. اگر چیزی در اندیشه تان‏موج می‏زند باید آن را به روی كاغذ بیاورید وبنویسید. اكثر مشاهیر جهان‏دارای تألیفات هستند. حتی رهبران بزرگ وكسانی كه دارای وقت بسیارمحدودی بودند، هر طور شده خاطرات وتجربیات خود را به نحوی به‏نگارش در آورده‏اند. شاید نوشتن برایتان مشكل باشد. از آن نهراسید. اجازه‏بدهید قلم به گردش در آید. همانطور كه می‏گویند آب به آبادنی راه پیدامی‏كند، قلم نیز راهش را پیدا می‏كند.
اكنون به ندایی كه از ژرفای وجودتان بر می‏آید گوش فرا دهید. به زندگی‏خود كه مایلید شكوفا شود بیندیشید وبه آرامشی كه بدان احتیاج دارید فكركنید. به گذشته، ودینده خود وآنچه می‏خواهید از زندگی خود بسازید نظرافكنید وكارهایى را كه باید در حال حاضر انجام دهید درذهن زمزمه كنید. به‏خودتان بیائید وبه آنچه مایلید بشوید فكر كنید. وخاطرات وتصمیمات خودرا در صفحه‏ای مانند آن كه در شكل نشان داده شده درج نمائید. این صفحه‏بخشی از فرآیند كامیابی شما را تشكیل می‏دهد. آن را در دسترس ویا پیش‏روی خود بگذارید، از آن مراقبت كنید ودائم به آن مراجعه نمائید.پرسش‏های زیر می‏تواند در نوشتن به شما كمك كند:
من تاكنون چه احساسی نسبت به خود داشتم؟
آگاهى من از امكانات وتوانایی درونیم چه اندازه بود؟
تاكنون چگونه از نیروهای خود استفاده می‏كردم؟
آیا در درون من نیروهایی وجود دارد كه شكوفا نشده است؟
آیا من مراقب نیروهای درونی خود بوده‏ام تا از اتلاف آن جلوگیری كنم؟
آیا تاكنون به تمركز نیروهای خود پرداخته‏ام؟
آیا میت واند از زندگی انسانهای اسوه وپیشرو درس بگیرم؟ چگونه؟
با توجه به اینكه در نظر دارم از توانائیهای خود بهتر استفاده كنم، چه‏تصمیماتی باید بگیرم؟ تصمیمات من عبارتند از: 1- خاطرات 2-تصمیمات.
 از شبكه فعال كننده مغز یاری بجوئید!
مغز انسان دارای قدرت ونیروی شگفت انگیزی است. بیشتر اشخاص موفق‏به این نكته پی برده‏اند واز این نیرو به نحو شایسته‏ای سود می‏برند. آنهایی‏هم كه آگاهی چندانی از آن ندارند، "ناخود آگاه" از آن بهره می‏گیرند. از جمله‏این تواناییهای خارق العاده، برخوردای از مكانیزمی است كه "نظام فعال‏كننده مشبك" نام دارد.
این نظام در واقع وظیفه پاسداری از اندیشه‏ها را به عهده دارد. آیا تاكنون ازخود پرسیده‏اید چرا برخی از افراد قادرند به چیزی كه با هدف آنها در ارتباط باشد پی ببرند واز آن در جهت تحقق اهداف خود استفاده كنند؟
این اشخاص یاد گرفته‏اند كه چطور از این شبكه استفاده كنند. این شبكه‏وظیفه یگانه و بی مانند تصفیه یا پالایش محركهای حسی را بر عهده داردوتصمیم می‏گیرد كه از میان آنها كدامیك بر ذهن واندیشه انسان اثر خواهدگذاشت ونیز تصمیم می گیرد كه چه اطلاعا تی به درد وی مى‏خورد.
دفیس وتیلی در كتاب بذرهای عظمت از این نظام این گونه یاد می‏كند.
"شبكه‏ای كوچك از سلول‏ها به گول درود ده سانتی متر، كه از ریشه" مغزپرتو می‏افكند، "دستگاه فعال كننده "مشبك" نام دارد. این شبكه تقریباً به‏شكل واندازه یك چهارم سیب است. من مایلم آن را كامپیوتر سیب كارگذاشته در مغز آدمی بنامم".
با وجود پیچیدگی ساختمان این شبكه، طرز كار آن ساده است: شبكه تعیین‏مى‏ند كه شما به چه اموری توجه داشته باشید واز چه كارهایی صرف نظركنید. شاید بتوان آن را به نوعی غربال اندیشه یا غربال ذهنی تشبیه كرد.چنانكه می‏دانید اطلاعات وداده‏های بیرونی ما بسیار زیاد است واگر مغزبخواهد در هر لحظه به همه آنها بیندیشد، دیوانه می‏شویم! ما پیوسته به‏وسیله محركهای بیرونی در حال بمباران اطلاعاتی هستیم در حالیكه شعورآگاه ما تنها می‏تواند به عوامل محدودی توجه كند. به همین سبب آنها رامورد بررسی قرار می‏دهد وآنهایی را انتخاب می‏كند كه از نظر وی دارای‏اهمیت باشد وبه اصطلاح، داده‏ها را پردازش می‏كند واز این رو، ما تنهابخشی از واقعیتهای پیرامون خود را در می‏یابیم.
هنگامی كه شما دارید مطالعه می‏كنید سرو صداهای اطراف، ونگ ونگ‏بچه‏ها، زنگ تلفنی، موجب كاهش توجه شما به موضوع مطالعه می‏شودوآگاهی شما را به صدایی كه شنیدید یا می‏شنوید جلب می‏كند. به محض‏تشخیص دادن آن كه فكری، اندیشه‏ای، تصویری ویا حتی حسی برای شمااهمیت دارد، شبكه فعال كننده مغز به كار می‏افتد وبه اصطلاح گوش به زنگ‏می‏شود. آنگاه هر گونه اطلاعاتی را كه برایش دارای اهمیت است دریافت‏نموده وبرای شعور آگاه شما می‏فرستد.
سر وصدا وغرش هواپیماها در اطراف فرودگاهها بسیار سهمگین است.برای كسانی كه از بیرون وارد این مناطق می‏شوند این صدا، گوشخراش وغیرقابل تحمل است ولی برای ساكنین اطراف آن امری عادی است ولی اگرهمین افراد به نواحی خلوت وآرامی بروند، صدای یك موتور سیكلت برای‏آنها تعجب آور و آزار دهنده است! چطور است كه غرش ولرزش هواپیماهاامری معمولی وقابل تحمل است ولی صدای یك موتور سیكلت كوچك‏باعث آزار واذیت می‏گردد. زیرا صدای هواپیما با همه صلابت آن بتدریج ازنظر مغز عادی وغیر قابل اهمیت تلقی می‏شود ولی در همین حال حت یك‏زمزمه معمولی از این نظر اهمیت پیدا می‏كند.
ویژگی زیبای شبكه فعال كننده مغز آن است كه شما می‏توانید برای دریافت‏اطلاعات مربوگ به توفیق وكامیابی، آن را طوری برنامه ریزی كنید كه همیشه‏در حال آماده باش و گوش به زنگ باشد.
صبح زود شما را از خواب بیدار كند با اشتیاق شما را از بستر بیرون آوردوبرای یك روز خوب و موفقیت‏آمیز بسیج كند. گروهی از مردم كامپیوترمغزشان را دچار تمرین ساخته است زیرا آن را طوری برنامه ریزی كرده‏اند تادر هر چیز، بدترین را بیابد. ولی آنها كه خودشان را برای مثبت بودن برنامه‏ریزی می‏كنند، از نعمت خدا داد كامپیوتری برخوردارند كه در هر وضعی،جویای بهترینهاست.
دستگاه فعال كننده شبكه مغز، هر چیزی را ضبط می كند وخواسته‏هاواندیشه‏ها ونیز نگرانیها و بیمناكیها را به هدفها مبدل می‏كند.
شبكه (R A S) فعال كننده مغز رابطه معنی داری بین هدفهای ما در فعالیت‏سلولهای مغزی تمرین می‏كند ومسئولیت تحقق آن را بر عهده می‏گیردوبرای حسن اجرای این كار، مانند هر دستگاه دیگری باید فعال ومؤثر باشد.ما می‏توانیم وضعیت ذهنی مان را در مسیر هدفهایمان قرار دهیم. همین كه‏تصمیم گرفتیم هدفهایمان در ذهن مرور كرده وبا ترسیم جزئیات آن‏احساساتمان را قوی كنیم وبه طور مداوم به آن توجه داشته باشیم، در واقع‏اولویتها را برای مغزمان تعیین كرده‏ایم ونیروهای درونی ما در جهت آن‏بسیج می‏شوند. در این صورت غربال ذهنی، خود آنچه را لازم است در این‏راستا بدان توجه كنیم به ما یاد آور خواهد شد.
در اینجا لازم است هشداری را متذكر شویم كه این دستگاه در جهت منفی‏نیز به خوبی كار می‏كند آیا درباره كسانی كه به نظر می‏آید همیشه دنبال دردسرند، چیزی شنیده‏اید؟ این افراد در پیرامون ما كم نیستند.
آنچه كه شاید این افراد نمی‏دانند این است كه شبكه فعال كننده مغزشان را باجستجو كردن عمدی بر اوی مشكلات وعوامل منفی كه به ظاهر از آن پرهیزمی‏كنند چنان متمركز كرده‏اند كه ذهن واندیشه شان را در برابر توفیق‏وكامیابی سد ومانعی بزرگ ایجاد كرده است! در واقع آنها ناخواسته‏ها یاندانسته‏ها عده‏ای نگهبان در اندیشه خود گسیس كرده‏اند كه با تمام قوا ازباتلاق منفی ذهن آنها پاسداری می‏كند وهرگز اجازه خروج از آن نمی‏دهد.آنها به دست خویش، راه را بر سعادت ونیك بختی می‏بندند. مغز این افراد باپرداختن مكرر به احتمالات وناكامی وافكار منفی به صورت اژدهای‏جوینده شكست در آمده است.
 شگفتی‏های مغز انسان
تا دو هزار سال بیش، بشر در واقع چیزی درباره مغز نمی‏دانست. قبل ازیونانیان، بشر مغز را حتی بخشی از بدن نمی‏پنداشت. بلكه وجود آن را به‏شكل بخار، گاز یا روح، مستقل از بدن می‏پنداشت. یونانیان هم در پی‏پژوهشهای دامنه دار چنین نتیجه‏گیری كردند كه مركز احساس وحافظه درقلب قرار دارد. از آن زمان تا آغاز رنسانس، هیچگونه پیشرفت قابل توجهی‏در این زمینه حاصل نشده است. دردوران رنسانس سرانجام كشف شد كه‏مركز فكر وذهن در سر انسان قرار دارد. ولی مغز همچنان در پرده‏ای از ابهام‏باقی می‏ماند.
در قرن بیستم گام‏های بلندی در شناخت مغز انسان برداشته شد. در نیمه‏اول این قرن، می‏پنداشتند كه مغز همانند یك ماشین ساده است ونحوه كارآن شبیه كامپیوترهای ابتدایی است كه پیامهای اصلی را گرفته ودر محفظه‏مناسبی جای مى‏دهد واین نهایت توانایى بود كه برای مغز قائل بودند.
در نیمه دوم قرن بیستم بود كه مغز انسان مورد بررسى ومطالعه جدی قرارگرفت ونقطه عطفی در شناخت وكارآیی مغز پدید آمد. نتایج این بررسی كه‏هم اكنون به طور گسترده‏ای ادامه دارد آنچنان حائز اهمیتاست كه همگان رابه شگفتی واداشته وبر حقیقتی تأكید می‏كند كه بر بسیاری كسان "محسوس"بوده است ولی تا این زمان "قابل اثبات" نبوده است:
تواناییها مغز انسان بسیار بیشتر از آنچه تصور می‏كند ما تنها از بخشش كمی‏از این سرمایه عظیم خداداد استفاده می‏كنیم.
 استفاده بهینه از نیروی مغز واندیشه
بخش مهمی از فرآیندهای پیچیده مغز انسان را می‏توان در قالب توانمندی‏وقدرت تفكر متعالی، تدبّر، اندیشه وخلاقیت مشاهده نمو. ما برای تقویت‏وتوسعه بنیان فرهنگی خود وجامعه، نیاز فراوانی به تفكر واندیشه خلاق‏داریم واین مهم بارها توسط اندیشمندان ومتفكرین گرانقدر این مرز وبوم‏مورد تأكید قرار گرفته است.
تردیدی نیست در جوامعی كه مغزهای متفكر واندیشمندان آن افرادی‏متعهد وپایبند به اصول انسانی هستند رشد وترقی بیشتری مشاهده شده‏ومشكلات یكی پس از دیگری رفع می‏شوند و بالعكس، جوامعی كه از این‏نیرو بهره كمتری می‏برند ضعف وگرفتاری ومشكلات آنها بیشتر است. آری،اندیشه وفكر انسان چاره ساز است، با خود فرهنگ می‏آورد، اعتقادات‏افراد جامع را قوی، ارزشهای آنها را تقویت، افراد را فرمانبردار احكام الهی‏ودنیا وآخرت را آباد می‏كند.
اكنون اگر قدری به كیفیت اندیشه خویش فكر كنیم، شاید بتوانیم این نیروی‏بزرگ خدادا را در جهت رشد وشكوفایی خود وجامع به كار گیریم.
 مغز راست ومغز چپ
مغز از دو نیمكره تشكیل شده است كه هر نیمه سمت مقابل بدن را كنترل‏مى‏نماید. به عنوان مثال، اگر ضایعه‏ای به سمت چپ مغز وارد شود، سمت‏راست بدن دست خوش فلج می‏شود ومتقابلاً اگر ضایعه‏ای در سمت‏راست مغز باشد، سمت چپ بدن دچار فلج می‏شود.
دو نیمه مغز ار لحاظ بیولوژیكی كاملاً بهم شبیه هستند وهماهنگ عمل‏می‏كنند. پژوهشها و كا وشهای جدید بر روی مغز انسان حاوی نتایج جالب‏وشگفت انگیزی است.
بررسی امواج منتشره مغز نشان داده است كه دو نیمكره مغز در كنترل‏فعالیتها بدن بین خود كار كرده‏اند وهر نیمه اداره كارهای بخصوصی را به‏عهده دارد:
نیمكره چپ مغز: ریاضیات، زبان وارتباط كلامی، منطق، بررسی وتجزیه‏وتحلیل، نویسندگی
نیمكره راست مغز: تصور وتجسم، شناخت رنگ، موسیقی، وزن وآهنگ،خیالات وآرزوها
این پژوهشها نیز نشان داده است كه افرادی كه عادت كرده‏اند تنها از یك‏نیمه مغز خود استفاده كنند به طور نسبی از طرف دیگر مغز خود استفاده‏نمی‏كنند واگر در موارد خاص نیازی به ارتباط این دو نیمه با یكدیگر باشداین ارتباط با ضعف توأم است.
نكته جالب ومهم دیگر، آنكه هرگاه دو نیمه مغز، بخش ضعیف‏تر تحریك‏وترغیب به همكاری با بخش قویتر شود، افزایش فوق العاده‏اى در مجموع‏توانایی وكارایی آنها خواهد داشت واین افزایش بیش از حد انتظار است.
به طور مثال؛ اگر همكاری دو نیمه مغز، انتظار كارایی را به دو برابر افزایش‏می‏دهد در عمل این كارایی ممكن است در نتیجه هماهنگی آنها به 5 تا 10برابر ارتقاء دهد!
 نقش نیمكره‏های مغز در مدیریت
بحث مغز چپ وراست به محافل مدیریت نیز راه پیدا كرده است. توماس‏جی، پیترز ورابت اج واترمن نیز كه سیمای سازمانهای موفق را مورد بررسی‏موشكافانه قرار داده‏اند.
در كتاب "در جستجوی بهروزی" به نقش مغز راست وچپ اشاره می‏كنندومی گویند كه مغز راست )چپ( كه سمبلیك و است، دست كم به‏اندازه مغز چپ كه به استدلال ومنطق توجه دارد مهم است. استدلال بر پایه‏مثال، داستان وحكایت، به اندازه استدلال بر اساس داده‏های آماری دقیق‏است. به همین دلیل مفهوم "آیا به نظر درست می‏رسد؟" بیش از "آیا می‏توان‏به لحاظ ریاضی آن را ثابت كرد؟" یا "آیا ثابت كردنی است؟" مصداق پیدامی‏كند.
آنها هم چنین نیز اشاره می‏كنند كه بر اساس بررسیهای به عمل آمده، نیمه‏راست مغز در كار تصور وتخیل عالی است ولی نمی‏تواند آن را به فعل‏برساند. بخش چپ نیز نمی‏تواند انگاره‏ها و مثلاً چهره اشخاص را به خاطربسپارد. كسانی كه می‏گویند "من چهره اشخاص را فراموش نمی‏كنم ولی دربه خاطر سپردن اسم آنها با دشواری روبرو هستم" افراد معیوبی نیستند بلكه ‏به زبان خیلی ساده، مغز سمت راستشان سنگینی وتوانمندی بیشتری دارد.
آرتور كاستر در كتاب "روح در ماشین" قدم فراتر می‏نهد وبه نقش مسلط مغزراست اشاره می‏كند. او میل اشخاص به جنگ وویرانگری را ناشی از رشدنكردن تیمه راست مغز آنها می‏داند او می‏گوید: "رفتار ما هم چنان تحت‏تأثیر یك نظام بدوی ورشد نكرده است."
پیترز وواترمن می‏گویند مجموعه بررسیهایی كه درباره مغز راست وچپ‏انجام شده نشان می‏دهد كه مؤسسات اقتصادی وشركتهای بازرگانی، انباشه‏از افراد غیر منطقی واحساساتی هستند كه مأیوسانه می‏خواهند در زمره‏برندگان قرار گیرند، اینها كسانی هستند كه به كمك گروهی كوچك از افرادصمیمی ووفادار، پیشرفت مى‏كنند.
جنبه دیگری درباره طبیعت مغز راست ما وجود دارد كه معمولاً از سوی‏مدیریت متعارف رعایت نمی‏شود. اما "شركتهای موفق" به آن توجه كامل‏دارد. وآن "جنبه خلاقیت" است. علم در ریاضیات به اعتقاد خیلی‏ها مظهرتقدس افكار منطقی است ومنطق واندیشه‏های مستقل نیز در پیشرفت علم‏نقش بسزایی دارند. اما منطق، موتور راستین پیشرفت علمی نیست.
تورسكی ومان روانشناسان مشهور سالها پیش بررسیهای مفصلی انجام داده‏وبدین نتیجه رسیده‏اند كه جهت‏گیری ما بیشتر متوجه بخش شهودی ذهن‏ماست. به عبارت ساده‏تر، ما بیش از اطلاعات آماری كه طبق تعریف خود به‏شدت مجرد هستند، تحت تأثیر حكایتها وداستانها قرار می‏گیریم.
این پژوهشها پیامهای با ارزشی به همراه دارد كه ما را به استفاده بهینه ازنیروی مغز خود رهنمون می‏شود.
زمانی چنین تصور شد كه افراد صاحب ذوق وقریحه هنرمند، شاعر پیشه‏ورویایی، نوعاً كم هوشی دیر فهم، وحتی غیر منطقی به شمار می‏آیند وبرعكس افرادی كه با علومی نظیر ریاضیات منطق، تجزیه وتحلیل وغیره‏سروكار دارند با هنر، احساسات وشعر وادب بیگانه‏اند.
پژوهشهای به عمل آمده بر این تصور خط بطلانی می‏كشد وتوجیه آنرااستفاده انحصاری از یك طرف مغز وعدم به كارگیری طرف دیگر اعلام‏می‏كند.
بررسیهای مكرر نشان داده است كه صاحبان مغزهای بزرگ از هر دو سوی‏مغزشان بهره گرفته‏اند. در واقع آنهخا هم "دانشمند" وهم "هنرمند" بوده‏اند.
آنها ویژگیهاى هر دو را در خود داشتند. یكی از نمونه‏های بارز آن لئوناردوداوینچی است كه به بسیاری از علوم وهنرها احاطه داشته است.
نتیجه‏گیری بخردانه‏ای كه می‏توان از این كشفیات گرفت آن است كه:
"مغز هر یك از ما به طور استثنایی وبالقوه هم دارای استعدادهای نهفته‏علمی وهم استعدادهای بالقوه هنری است. اگر مشاهده می‏شود بیشتر افرادفقط از كارای یك طرف مغز خود استفاده می‏كنند. به دلیل نارسایی وناتوانی‏عضوی طرف دیگر نیست. بلكه به این علت است كه طرف دیگر مغز بدون‏تمرین واستفاده باقی مانده وبه اندازه كافی مجال وفرصت تكامل وپیشرفت‏همانند طرف دیگر به آن داده نشده است."
 ساختار مغز انسان
قرنها مغز را یك توده خاكستری به وزن حدود 1/5 كیلوگرم می ‏پنداشتند. باتكامل میكروسكوپ كشف شد كه رویه خارجی چین خورده مغز بسیارپیچیده‏تر از آن است كه قبلاً تصور می‏شد.
بخصوص كه این قسمت از مغز از هزاران هزار عصب بسیار ظریف وگذرگاه‏خونی تشكیل شده است. با اختراع میكروسكوپهای پیشرفته، اطلاعات‏مربوط به ساختار مغز نیز توسعه پیدا كرد. معلوم شد كه مغز از میلیونها سلول‏بسیار ریز به نام "نورون" تشكیل شده است كه شبیه یكی اختاپوس بسیاركوچك است ودر مركز آن یك هسته ودر پیرامون آن تعداد زیادی شاخكهای‏حساس قرار دارد كه از مركز به تمامی جهات منشعب شده است.
هر یك از شاخكهای حسی هزاران برآمدگی خرد دارد وبر روی هر یكی ازآنها برجستگیهای بسیار بسیار ریزی است كه موجب ارتباط همه جانبه آن باشاخك نورون‏های دیگر می‏گردد.
یك مغز متوسط دارای حدود 10 میلیارد نورون است. ابتدا تصور می‏شد كه‏تعداد سلولهای مغز تعیین كننده "هوشمندی" وذكاوت سنجی در اشخاص‏است ولی بعدها معلوم شد افرادی با مغزهای بزرگ از هوشمندی بی بهره‏بوده‏اند وبر عكس مردمانی با مغزهای كوچك، هوشمندی قابل توجهی ازخود بروز داده‏اند.
 ارتباطات وتوانائیهای نامحدود مغز
تحقیقات به عمل آمده نشان داده كه تعداد سلول‏های مغزی تعیین كننده‏هوش نیست، بلكه هوش مربوط به برجستگیهای بسیار ریز روی شاخكهای‏حسی می‏باشد. هم چنین هم برآمدگی حد اقل یك ارتباط با برآمدگی دیگردارد وبوسیله تحریكات الكتروشیمیایی این دو می‏توانند با یك یا چندسلول دیگر تشكیل یك مدار كوچك داده وطرح یا نظام خاصی را بریزید.
مغز انسان از تعداد بیشماری از این ارتباطات تشكیل شده كه شبكه‏های‏پیچیده‏ای را با توانائیهای گسترده به وجود می‏آورد.
آخرین اظهار نظرها ویافته‏ها حاكی از آن است كه تعداد ارتباطات‏وگذرگاههای مغزی عددی است به طول 10 میلیون كیلومتر با به كار گرفتن‏صفرهای استاندار د ماشین تحریر كه پس از عدد یك نهاده شود.
یافته‏های دانشمندان مبین این مطلب است كه استعدادها وتوانائیهای مغزبشر بسیار عظیم وگسترده است وتاكنون هیچ انسانی قادر نبوده است كه ازمغز خود بهره كامل گرفته باشد وحتی بزرگترین نوابغ ودانشمندان تنها ازقسمتی از كارایی مغز خود استفاده كرده‏اند.
اغلب مسائل ودشواریهایی كه در كارهای مغز با آن برخورد می‏كنیم معلول‏ناتوانیهای بنیادی مغز نبوده، بلكه به آن علت است كه ما تاكنون اطلاعات‏كافی راجع به مغز خود وطرز كار آن كسب نكرده‏ایم وقادر به استفاده بهینه ازآن نمی‏باشیم.
 مغز بالایی ومغز پائینی
یكی دیگر از كشفیات اخیر وجود مغز بالایی وپائینی ورابطه آن دو است.مغز بالایی كه در اصطلاح به آن مغز عقلایی، مغز نو، مركز شعور، مغز متفكروهوشمند نیز گفته می‏شود همان لاید خاكستری پرچین وچروكی است كه‏همچون یك روپوش مچاله شده ضخیص روی قسمت مركزی قرار دارد ودرواقع مغز پائینی را می‏پوشاند. این مغز با فعالیتهای عقلایی وهوشمندانه‏سروكار دارد. لازم به یادرآوری است كه هنگامی كه به دو نیمكره مغز یامغز چپ وراست اشاره كردیم در واقع منظور مغز چپ وراست بالایی‏است. مغز پائینی یا تحتانی كه اصلطلاحاً به آن مغز ابتدایی، مغز غریزی،مغز هیجانی ومغز ناخود آگاه نیز اطلاق می‏شود. خارج از كنترل واراده‏شخص بوده ودر برگیرنده تمامی فعالیتهای روز مره‏ای است كه مغز بالایی یامغز آگاه بر آن دخالت چندانی ندارد نظیر تنظیم حرارت بدن، تنظیم فشارخون، تنظیم دستگاه گوارش وگردش خون ونیز كلیه اعمال غیر ارادی.
گفته می‏شود كه هیجانات وتناقشها نیز تحت امر مغز زیرین قرار دارد. این‏مغز از نقطه نظر تكاملی، ابتدایی ودر حیوانات وجانوران پست، از نظر حجم‏وعمق مؤثرتر ومهمتر است.
 امواج الكتریكی مغز
در حوالی سال 1924، یكی از پژوهشگران آلمانی به نام برگز به وجود امواج‏الكتریكی در مغز انسان اعتقاد پیدا می‏كند. او فعالیت الكتریكی مغز فردی راكه در اثر یك سانحه مغزی قسمتی از جمجمه خود را از دست داده است،مورد بررسی قرار می‏دهد. كا او نشان می‏دهد كه فعالیت سلول‏های مغزی،نه تنها به وسیله امواج منتشره از آنها محسوس است. بلكه این امواج موزون‏بوده و دارای ریتم ونظم وترتیب ویژه‏ای هستند كه قابل تشخیص وسنجش‏است.
كشف این دانشمند عملاً چند سال ناشناخته ماند. در سال 1934، دودانشمند انگلیسی به نامهای لود ادگار آدرین وبی، سی، اچ. مایتوز، درنهایت شگفتی در می‏یابند كه برگز، پژوهشگر آلمانی درست حدس زده بود: فعالیت‏های مغزی منظمی پی برده بود ودر این بین، یك نوع از آنها توجه‏وی را بسیار به خود جلب نموده بود. این دسته امواج دارای فركانس 8 تا 14هرتز و دامنه‏ای در حدود 100 میكرو ولت بود. او شیفته نظم وترتیب این‏امواج شده بود وآن را امواج آنما نامید.
دو دانشمند انگلیسی به بررسی بیشتری درباره این امواج موزون پرداختندودریافتند كه این امواج در حالتی بین خواب وبیداری منتشر می‏شوند. این‏حالت را می‏توان سطحی از آگاهی نامید كه جسم وذهن در استراحت‏وآرامش كامل به سر می‏برد.
برگز در حین مطالعات وپژوهشهای خود به نوع دیگری از امواج مغزی پی‏برده بود. این امواج دارای تواتری بیشتر از امواج آنها )بالای 14 هرتز(ودامنه‏ای ضعیف‏تر از آن ) بین 10 تا 50 میكرو ولت( بودند وروی آن راامواج بتا نامگذاری كرد.
 طبقه بندی امواج مغزی
یكی از نكات جالبی كه در بررسی حالات واحوال آدمی كشف گردیده‏وكمتر بدان توجه می‏شود. رابطه‏ای است كه بین سطوح آگاهی وهوشیاری‏وامواج منتشره مغزی وجود دارد. اگر به این موضوع، چنانكه خواهیم دید،توجه ودقت بیشتری مبذول شود می‏توان رفتار وعملكرد را به سوی‏خلاقیت سوق داد.
 امواج بتا:
در زمانی كه انسان در وضعیت عادی قرار دارد یعنی هوشیار است وتوجه‏وی به دنیای خارج معطوف می‏باشد، این امواج از مغز منتشر می‏شود. به‏عبارت دیگر، در جریان روز مره زندگی ودر حین كار و فعالیت، در نتیجه‏فعالیت سلولهای مغزی، امواج بتا انتشار می‏یابد. واتر این امواج متجاوز از14 هرتز ودامنه آن بین 10 تا 50 میكرو ولت می‏باشد.
 امواج آلفا:
هنگامی كه جسم وذهن انسان در آرامش واستراحت كامل به سر برد، مغز به‏انتشار امواج آنها مبادرت می‏كند. در واقع این امواج با نوعی آگاهی‏وهوشیاری متمایل به درون )خود آگاهی(، متناظر است. این امواج كه از نظم‏قابل توجهی برخوردارند دارای تواتری بین 8 تا 14 هرتز ودامنه‏ای در حدود100 میكرو ولت می‏باشد.
 امواج تتا:
هنگامی كه انسان در مراحل مختلف خواب سبك قرار دارد امواج صادرشده با تواتر كم ودامنه ضعیف است. كه این امواج را تتا نامیده‏اند. تواتر این‏امواج بین 4 تا 7 هرتز ودامنه‏ی آنها حدود 200 میكرو ولت است. گاهی دربعضی حالتهای هیجانی نیز امواج تتا منتشر می‏شود.
 امواج دلتا:
در مواقع خواب عمیق یا در هنگام بروز حالتهای وخیم نظیر وجود غددمغزی یا نزدیكی مرگ، مغز این، چنین امواجی را از خود منتشر می‏كند.
امواجی را كه در سطح مغز منتشر می‏شود می‏توان توسط الكترودها تقویت‏وضبط نمود وآنها را مانند نوار ارتعاشات زلزله نگار مورد بررسی قرار داد. به‏این كا الكترو آنسفالوگرافی (EEG) می‏گویند. ارتفاع نوسانات )ولتاژ(وتناوب )فركانس( امواج مغزی مى‏تواند اطلاعات با ارزشی درباره حالت‏وچگونگی سطوح آگاهی انسان منعكس نماید.
آیا شما در خواب عمیق فر رفته‏اید یا دارید خواب می‏بینید؟ آیا شما خواب‏آلوده، گیج یا در حال استراحت هستید؟ آیا شما هوشیار هستید؟
یك متخصص اعصاب می‏تواند ضایعات مغزی یا تشنجات صرع گونه را بابررسی نوار الكترو آنسفالوگراف تشخیص دهد.
 ارتباط امواج مغز با حالات ورفتار انسان
كاوشها وپژوهشها نشان داد كه بین حالتها ورفتاری كه برای انسان در جریان‏كار وزندگی پیش مى‏آید وامواج منتشره مغزی ارتباطهایی وجود دارد.حالتهایی نظیر شگفت زدگی، خلاقیت وحت حالتهای روحی وروانی دارای‏امواجی با مشخصات معین هستند.
هر یك از دانشمندان به یك یا چند نوع از این امواج، علاقه ویژه‏ای پیداكردند. این علاقه بیشتر از آن جهت در آنانن قوت می‏گرفت كه می‏خواستندببینند بالاخره می‏شود سر از كار فرآیندهای مغزی در آورد یا الگویی پیدا كرد كه بتوان با آن فرایندهای مغزی را شبیه سازی كرد.
یكی از چهره‏های درخشان این پژوهشها امانوئل دانچین است. وى درآزمایشگاه بسیار مجهزش واقع در دانشگاه ایلى نویز بر روی امواج پی 300(P300) مطالعات زیادی انجام داده است.
موج اعجاب‏انگیز پی 300 مانند یك دره ننگ ناهموار می‏باشد كه حدودسیصد هزارم ثانیه پی از آنكه مغز با یك رویداد عجیب غیر منتظره یا یك‏شگفتی نوظهور رو به رو می‏شود، پدیدار می‏گردد.
امانوئل معتقد است با توجه به اینكه متغیرها وبالا وپایین رفتن‏های ارتفاع‏موج‏ها، تأخیرهای كم و زیاد، در زمینه‏های مختلف، معانی متفاوتی باتداعی می‏كند، امكان ساخت ماشینی كه ارقام و اعداد ثابت ساده وجان‏شمولی در آن به كار می‏رود كه مورد استفاده هر مدیریتی قرار بگیرد تا مچ‏كارمند یا هر فرد خواب آلود وگیج دیگری را بگیرد بسیار بعید است!
ماراتا كوتاس واستیون هیلیارد، پژوهشگران دانشگاه كالیفرنیا در سن دیگه‏گو به طور اتفاقی موجی را به نام اِن 400 (N400) كشف كردند. این موج كه‏با اندكی تأخیر در نوار مغزی ظاهر می‏شود با زبان وتكلم ارتباط دارد. وقتی‏كسی جمله‏ای را به طور غیر منتظره به شكل ناقص والكن ادا می‏كند، 400هزارم ثانیه بعد، یك موج بزرگ منفی در نوار مغز ظاهر می‏شود. به طورمثال، اگر از كسی بخواهیم جمله ناقص "آن رنگ خشك نشده را.." با جمله"دست نزنید" تكمیل كند، موج اِن 400 در مغز خواننده پدید نمی‏آید. امااگر به جای جمله "دست نزنید" جمله "بیسید" بیاید، موج ان 400 بزرگ ازسطح پوست سر خواننده به نوار مغز منتقل می‏كند وثبت می‏گردد.
كوتاس وهیلیارد می‏گویند: "هنگامی كه شخص سعی می‏كند از یك جمله‏بی معنی، معنایی را بیرون بكشد، بروز می‏نماید." هر قدر كلمه یا جلمه‏تكمیل كننده غیر منتظره‏تر ونامناسب‏تر باشد، موج ان 400 بزرگتر خواهدبود. كاشنین موج ان 400 بر این باورند كه شكل این موج می‏تواند به عنوان‏ابزار ومعیاری در ارزیابی اختلالات گفتاری وبی‏نظمیهای كلامی به كار رودوارزش بالینی داشته باشد.
 گسترش نیروهای غیر عادی مغز
پنج سالگی سن چون وچراهاست، سنی كه در آن آدمی زندگی ودنیا راكشف می‏كند. دائم در حال بازی وجست وخیز است. ذهنی فعال وكنجكاوردارد واز همه توان خود استفاده می‏كند. آیا تاكنون از خود پرسیده‏اید چراانسان بزرگسال، نیروی جست وجو كردن وفهمیدن، نیروی تخیل وپیشرفت‏را از دست می‏دهد؟
برای امتحان، هر كدام از دوستان خود را كه مایلید بیازمائید. از او بخواهیدكه چهره كسی را نقاشی كند ووسایل وامكانات را هم برایش فراهم كنید. به‏احتمال نزدیدك به یقین پاسخ خواهد داد: "بلد نیستم نقاشی كنم" همین كاررا از یك بچه بخواهید، بی درنگ مشغول به كار خواهد شد! برای او نقاشی‏چیزی است مانند نفس كشیدن ونوعی عملكرد طبیعی محسوب می‏شود.برای بزرگسالان نقاشی استعدادی است مخصوص بعضی از افراد معین.افرادی هستند كه نقاشی می‏كنند، بعضی دیگر نوسندگی می‏كنند، برخی هم‏به تفكر می‏پردازند. تخصص یابی وتقسیم وظیفه‏ها به پاره پاره كردن موجودانسانی می‏انجامد وما را محدود می‏سازد.حل مسائل وكشف پدیده‏ها نیاز به تحرك ذهنی آنی خارق العاده دارد تاذهن را به طور مستقیم به راه حل مورد نظر وصل كند، این گونه حالتهاى‏ذهنى غیر عادى، هر اسمى كه داشته باشند، خلاقیت، مكاشفه، ادراك‏فراحسی وجز اینها، به نظر بسیار شبیه ونزدیك به هم می‏آیند. این حالتها درنقطه‏ای مخالف حال عادی قرار دارند. دكتر الكسیس كارل در كتاب انسان‏موجود ناشناخته می‏گوید:
"در قرن جدید، یكی از ویژگیهای افراد انسانی در فعالیت نسبتاً شدید تجسم‏می‏یابد كه آنها را در زمینه‏های عملی زندگی مقید ومحدود می‏سازد. این‏ویژگی چگونه پدید آمده است؟
با یك دنیا نادانی، با بعضی "زرنگیها" وبا وجود نوعی ضعف وناتوانایی‏ذهنی كه موجب می‏گردد موجود اجتماعی امروزی بشدت تحت تأثیرمحیطی قرار گیرد كه در آن به سر می‏برد.
امروز ما رفته رفته به "حالت ضعف وناتوانی ذهنی" خود، كه ما را بازیچه‏تلقینهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی می‏سازد پی می‏بریم. بسیاری از مادرگیر وظایفی كسالت بار هستیم كه بندرت با هوشمندی ویا نیروی تخیل ماارتباط می‏یابند. دانش آموختگان جوان وپرشور را مى‏بینیم كه سرشار ازافكار وتصورات درخشان وهیجان‏انگیز از دانشگاهها وموسسه‏های آموزشی‏گوناگون خارج می‏شوند ولی اندك اندك در سایه اداره‏ها وكارگاههای بزرگ‏رنگ می‏بازند واز تحرك می‏افتند. نیروهای طبیعی ذهن ما بتدریج در جریان‏اعمال یكنواخت روزانه به پژمردگی می‏گراید. كوشش برای درك وفهم این‏نكته كه نیروهای طبیعی ذهن خود را )یا دست كم جالب‏ترین، مفیدترین‏ومثبت‏ترین آنها را( چگونه باید آزاد كنیم، می‏تواند بسیار سودمند باشد.
تردیدی نیست كه نیروهای ذهنی فوق عادی، ابعاد دیگری به هستی ماارزانی خواهد داشت. گسترش این نیروها می‏تواند نقش بسیار مهمی درابطال شرطی شدنهای سنتی رفتار وكردار واندشه ما ایفا نماید، ودر همان‏حال روان ما را از شر محدودیتها، شكها وتشویش‏ها برهاند. این گام دیگری‏است به سوی آزادی، بیائید تا كرانه دیگر اقیانوس هستی را در اعماق‏خویشتن خویش كشف كنیم، یا بهتر بشناسیم.
 چگونه روحیه خود را تقویت كنیم؟
آیا تا به حال به روحیه خود توجه داشته‏اید؟ آیا می‏دانید روحیه چه نقشی‏در كار وزندگی بازی می‏كند؟
آیا تاكنون در صدد بهبود روحیه خود برآمده‏اید؟
روحیه یكی از عناصر حیاتی زندگی انسان است ومتأسفانه بسیاری از افرادتوجه چندانی به آن ندارند. شما با پاسخ به پرسشهای فوق می‏توانیدوضعیت خودتان را نسبت به این موضوع حدس بزنید.
روحیه، علاوه بر آن كه جزیی از وجود انسان است ودر حین فعالیتهای‏روزانه همراه اوست، یكی از ابزارهای بسیار قوی ومؤثر موفقیت در كار وزندگی است ویكی از عوامل كلیدی مؤثر در بهبود بهره وری انسان محسوب‏می‏شود. به عبارت دیگر، هر جا كه انسانها حضور دارند روحیه نیز به شكل‏قوی یا ضعیف نقش بازی می‏كند. قوت یا ضعف روحیه به طور غیر ملموس‏در نتایج فعالیتهایی كه انسانها انجام می‏دهند تأثیر دارد. به این نمونه توجه‏كنید: آزمایشگاه یك میلیون دلاری ادیسون كه بیمه نبود در آتش سوخت.كسی از وی پرسید: "حالا می‏خواهی چه كار بكنی؟" ادیسون كه روحیه‏ای‏قوی ونیرومند داشت. جواب داد: "هیچ! از فردا صبح شروع به ساختن‏مجدد آن می‏كنم!".
یكی از اركان مهم روحیه انسان تصویر ذهنی او است. تصویر ذهنی در واقع‏برداشت درونی ما از دنیای بیرونی است. بنابراین هر طور كه ما دنیا را ازدریچة نگاه وذهن خود مشاهده كنیم آثار وپیامدهای متناسب با آن راخواهیم دید. دو نفر یك لیوان تا نیمه آب را مشاهده می‏كنند. یكی توجهش‏به نیمه پر لیوان جلب می‏شود و آن را در نظر می‏آورد. دیگری تحت تأثیرنیمه خالی قرار می‏گیرد وفقط آن نیمه را تماشا می‏كند!
 قدرت سحرآمیز باور واعتقاد
ما اغلب در زندگی از اموری سخن می‏گوئیم كه اعتقاد و نظر روشنی درباره‏ماهیت آنها نداریم. ولی در عین حال، مواردی هم هستند كه ما نسبت به آنها"احساس یقین واطمینان" می‏كنیم احساس اطمینان داشتن نسبت به اموروروابط حاكم بر پدیده‏های پیرامون خود موجب می‏شود كه نیروی درونی‏خود را بهتر به كا گیریم ودر نتیجه، رفتار بهتری داشته باشیم و به سادگی‏برای آن راه حل پیدا كنیم. این احساس یقین واطمینان را "باور" می‏نامیم.باور دارای نیروی معجزه آسایی است وقدرت شگفت انگیزی دارد.باورهای ما در تمامی امور زندگی نقش قابل ملاحظه‏ای دارند.
باورهای صحیح، نیرو بخش؛ باورهای غلط، نابود كننده؛ هستند. درزمینه‏های اقتصاد و بازرگانی نیز باورها غلطی وجود دارد كه ما را به سرازیری‏ركود اقتصادی سوق می‏دهد.
یكی از مهمترین باورهایی كه ما می‏توانیم برای كسب موفقیت وسعادت‏داشته باشیم آن است كه قادریم به طور مداوم وپیوسته كیفیت كار وزندگی‏خود را بالا ببریم ودائم در حال رشد وپیشرفت باشیم.
اگر این باور درا عماق ذهن واندیشه ما رسوخ كند، نیروی سحرآمیزی به ماخواهد بخشید وما را در نیل به آرمانها واهداف خود یاری خواهد نمود، بایدكه:
باور كنیم سپیده را، صبح را، رویش سبز جوانه‏ها را، از حال به آینده پلی بایدزد، چشم نوازشگر فردا منتظر توست!

گالری تصاویر